سيد عبد الحسين طيب
كلم الطيب 123
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى )
خود غرض استفاده و استكمال ندارد نه اينكه اصلا غرضى نداشته باشد به اين معنى كه تابع حكمت و مصلحت نباشد . من نكردم خلق تا سودى كنم * بلكه تا بر بندگان جودى كنم فرع چهارم از فروع عدل - لزوم تكليف و جعل احكام و قوانين و فرستادن پيغمبران است . تكليف بحسب لغت مأخوذ از كلفت بمعنى مشقت و زحمت است و در اصطلاح وادار كردن كسى است كه اطاعت او بوجه ابتداء واجب باشد بندگان را بر چيزى كه داراى زحمت و مشقت است به شرط اينكه آنان را اعلام و اخبار نمايد ، بنابراين واداركننده را مكلف ( بكسر لام ) و آنكه وادار شده است مكلّف ( بفتح لام ) و فعلى را كه بانجام يا ترك آن واداشته شده است مكلف به گويند : و مراد از كسى كه اطاعتش بوجه ابتداء واجب باشد خداست زيرا غير او ( مانند پيغمبر و امام و پدر و سيد و امثال اينها ) وجوب اطاعتشان ابتدائى نيست بلكه تابع اطاعت حق و بامر او بوده ، و آنكه وجوب اطاعتش ابتدائى است فقط ذات پروردگار مىباشد . و غرض از مقيد نمودن مكلف به آن چيزى كه داراى زحمت و مشقت باشد اينست كه چيزهائى كه ملايم با طبع است مانند لذائذ طبعى از قبيل نكاح و اكل و شرب و امثال اينها خارج شود . و منظور از شرط اعلام اينست كه مكلف را به آن چيزى كه تكليف شده مطلع و باخبر نمايند . و بعبارت ديگر تكليف موظف نمودن خداوند است بندگان را باجراء و به كار بستن وظائف و دستوراتى كه سعادت و خوشبختى دنيا و آخرت آنان را تأمين نمايد و جعل احكام عبارت از وضع آن دستورات و وظايف ، و ارسال رسل تعيين مبلغ و رساننده و اعلامكننده آنهاست .